تنها یکی از میان 280 تن، دهان دارد و تنها اوست که حق دارد سخن بگوید؛ یک زن، موبد موبدان، روحانی معبد. بقیه، هزاران سال است که در سکوتی ابدی فرو رفتهاند. کسی دقیقاً نمیداند که هستند؛ آنطور که اهالی روستای “پیر ازمیان” مشگین شهر میگویند شاید کودکان مدرسه یا پیروان آیینی باستانی در معبد. شمشیرها در غلافند و کسی قصد جنگ ندارد. همه تمیز و پاکیزه خود را در حمام زیر معبد شسته و دهان را به آب داده و به راز و نیازی ابدی ایستادهاند. یکی چشم ندارد، یکی شش انگشتی است، یکی کوتاه است، یکی بلند. اینجا در معبد و آرامستان سه هزار و پانصد ساله پیر ازمیان، هر سنگ افراشته شخصیتی دارد واقعی که زمانی بر دماغه سنگی ساحل قرهسو میزیسته است.
در اردبیل، بابا و پیرو شیخ و شاه فراوان است؛ از زنجیروپیر گیوی خلخال تا بابا خضر و بابا خرم و پیرِ نقشبندی عنبران تا اقلیم شاه و چراغعلی شاه و سلیمان شاه و زینال شاه اردبیل و پیر ازمیان مشگین شهر یا خیاو که نام پهلوی آن است به معنی خیک یا مشک آب. پیر و شیخ و بابا کسی است که به درجهای از عرفان و فهم هستی و ماورا رسیده باشد اما شاه، فقط لقب عارفی است که سیادت دارد و از سلاله اهل بیت است.
زرتشت پیامبر در سبلان آرتاویل یا “شهر مقدس” به پیامبری رسید اما اردبیل پس از اسلام نیز همچنان شهر تقدس ماند تا اینکه شاه اسماعیل از خاندان شاه جبرائیل و شاه صفی، پرچم حکومت شیعه را برافراشت. شهری که قبله علویان جهان و تمامی سلسلهها و طریقتهای عرفانی است.
تا به معبد پیر ازمیان مشگین شهر در ساحل قره سو برسید، باید از میان تاکستانهای لاهرود بگذرید؛ جایی که رود همه چیز را درهم فرومیکوفته و له میکرده است. باد، عطر سنجد را به هر طرف میپراکند و آرام آرام سنگ و صخره از میان مخمل سبز تپه ماهورها پیدا میشود. سنگ افراشتههایی در یال تاقدیس یک صخره که فقط دو نمونه بسیار کوچکتر از خود دارد؛ فرانسه و ترکیه امروزی.
باستان شناسان میگویند بخشهای مختلف پیرازمیان به دورههای مختلف تاریخ برمیگردد که جوانترینش سه هزار و 500 سال قدمت دارد و کهنترین بخش 7 هزار سال. اما هنوز کسی از رازهای سر به مهر این معبد چیزی نمیداند. آرتاویل، خیاو، پیرازمیان، سرزمین سکوت و تقدس است، سرزمین رازهای مگو، عارفان بیدهان.



دیدگاهتان را بنویسید